برهنه گی ها و گرسنه گی ها

بسم الله المعدل !

 

رواست اگر بمیریم و  رواترست اگر خواسته خویش به دار این همه بی عاری بیاوزیم .

  با خود میکشم سخت سخت و لنگ لنگ این گداخته یوغ - سکوت - را .

هر وعده ی اشتها  قاشق قاشق زهر است و جرعه جرعه بغض از تکرار کراره ی التماسهای مادری که بند کیفم را گرفته بود و زار میزد بچه هایم گرسنه اند !

ومن ... چونان کیفم .

و هر دمم دم دم استمهال مردی که امان میخواست بو یحیی صاحبخانه را که مهلتی دهدش دویدنهای بیهوده را و ... بیهوده !
صدها شرف ابو یحیی را .

این روزها چه حیرتگاهیست پشت شیشه ی رهن و اجاره ی بنگاهها ... که گویی دیوار معبد سلیمان است پیش پیش گروهی جهود بادیه نشین .

و چه مکاشفه ایست در این لانه به لانه شدنهای هر ساله ...

چونان چند شب پیش ...

که به معراجم برده بودند در برج رزگاردن . مارکس را دیدم در صدره المنتهای پنت هاوسش که ردای پیمبری پوشیده بود و شانه به شانه اش فوئرباخ فرزانه با کوکاکولایی در دست ...

پوزخنده هایشان را هنوز در حافظه ی چشمانم دارم .

و امروز ...

یاللمصیبه از این همه درد چکه از سر رو روی مردمان شعب ابوفارس .

سمعا و طاعتا شیخ ! ... آخ نمیگوییم ... که زبانمان و گلویمان را رمقی نمانده گفتن حتی آخ !

و دگربار ...

کیست که پیغام من به شهر شروان برد ؟

 

 

 

 

 

/ 11 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیرن

سلام...بعد از مدتها اومدید و انگار پست من ناراحتتون کرده...زندگی همینه دیگه...این بدن دنیوی گاهی معیوب میشه...به دارو درمان نیاز داره خودمم نمیدونم چرا این پستو گذاشتم اصولا دوست ندارم از ناراجتی هام بگم ولی حای دیگه ای برای نوشتن نداشتم...

زری

سلام. خوندن این متن عجب گوارا بود مثه حس خوردن یه شربت خنک تو گرمای ظهرتابستان. زنده باشید...[گل][دست]

غریبه ی آشنا

زمانه با من چه کرده که دیگر قلمم هم با من آشنا نیست/در این وادی دلتنگی هوای چشمانم هم بارانی نیست سلام مثل همیشه زیبا بود ممنون[گل]

منصوری

سلام خوش اومدین منزل خودتونه چه عجب از این ورا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد از این همه وقت اومدین هیچ توضیحی هم نمیدید. عیب نداره شاد باشید اما حالا هم که اومدید از کرایه خونه میگید و ما که میایم وبگردی احوالمون عوض شه بدتر حالمون میگیره. بعد از این همه وقت یه مطلب شاد بنویس برادر چرا اینقدر نا امیدی؟؟؟؟؟؟[گل]

حنا: دختری دور از مزرعه

سلام.. جواب کامنتتون رو دادم تو وبم.. اما واقعا الان که همین یه پست رو خوندم..اصلا نمیدونم چی بگم.. نوشته های من چیزی دربرابر این یه پست هم برای گفتن نداره اشاره به این همه نکته و اسم..!!

رویای بهار

جهود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این جماعت مسلمان شیعه دست همه کافران رو هم از پشت بستن ... جهود بیچاره ...

سیب خاطرات

سلام ممنونم از حضورتون در وبلاگ به سبک جالبی نوشتید

زری

سلام. غرض عرض ادب بود...[گل]

ahovan

از سه چیز خیلی متنفرم آزانس های املاک، دادگاه ، بیمارستان و منفورترین ادما مشاورین املاک، قاضی و دندان پزشک و دکتر

پرناز

ای بابا......