تمرین پروانه گی

آقایان و خانمهای با اصالت !

ایها المتشخصین و المتشخصات !!!

لیدیز ، جنتلمن و موسیو مادامهای مادام العمر با فرهنگ و تاریخ کهندار .

قابلیت مقبولیت در باورفهیمتان را داشته باشد یا نه ... : بنده پدر و مادرم سواد خواندن و نوشتن ندارند و برد نسبمان هم از دوره ی برنو فراتر نمیره و شجره نومچه ای هم اگه داشته باشیم رو کاغذ سیگار لاپیچ مادربزرگ خدابیامرزم سر و تهش بند میاد !

سرسلسله ی خاندان هم که میشه جد مادری که یه عکس ازش با یه شپش خانی زمانی موجود بوده و تو ایام مشروطه با یه قبضه برنو بلند زنگ زده که یه وجب از قد جلیلش بلندتر بوده ؛ عکس یادگاری گرفته .

یادمه یه زمانی بین دوستان چه پزی می دادم  همین جد جلیل علیل را ؛ که انگار همدست میرزا رضای کرمانی بوده و تو شاه عبدالعظیم  واسه میرزا رضا قلاب گرفته بوده و میرزا رو قلاب دست ایشون تونسته بود از سر دیوار ؛ قلب ناصرالدین شاه رو هدف بگیره .

الغرض : جان کلام اینه که تا اینجاش بیشتر فضیلت نژاده ام را گفتم و البته با کمی هم غلو ، که من بعدش به تریج قبای اقارب برنخورد .

و اما خودم !

آقا منو میگی ؟! تو محله ای که هنوز عمر و علی دو خیابون اونورتر زنده بودن و یه خیابون اینورتر یه عده از فامیلهای سببی و نسبیشون سر اینکه پاساژ رسالت و هتل نبوت باید به کدوم یکیشون می رسید ؛  تو سر و کله ی هم می زدن و تهمت می زدن و لیچار بار هم می کردن ... داشتم زیر فحشبارونهاشون قد می کشیدم و معنی می ساختم .

اون اولهاش گفته بودم . یادتونه ؟ همون پستهای ( چونان ماهی در تنگ مذهب 1و2 ) .

بعد هم تو ایام جنگ عرب و عجم هم که آواره شدیم ، با شکل جدیدی از ادبیات اروتیک جنگی و مشقی آشنا شدیم . اونا که هم سن و سال منن حتما یادشون میاد .

همون قضیه ی موشک تو اونجای صدام و راکت اونجای خانم بچه هاش و گربه نره و صدام خره و همونها ...

برا همین میگم :

ایها المتمدنین و المتمدنات ! بنده حق دارم یقه ی این گربه ی 2500 ساله رو بگیرم و دمش رو بکشم و سرش داد بزنم : آهای پیشولی تو این 2500 سال چی یاد گرفتی و یادمون دادی ؟

جز ادبیات فحاشی و لاتوری چی داری ؟

آهای آقایان حافظ و سعدی ! تو بعضی از اشعارتون مواردی هست که تو این دوره زمونه حداقل 6 ماه حبس قطعی دارن . آخه پسر دلپذیر و غلامک دندونگیر تو شعرهاتون ...

آقای مولانا ! حتما میباستی واسه طرح ریزی عرفان اعترافیت  ؛ خری بجنبونی رو کنیزکی و قاضی رو بندازی تو صندوق زن هیزی ؟

آقای عطار عزیز که خیلی هم دوستت دارم و نصف بیشتر منطق الطیرت را از بر کرده ام  ! حتما میباست واسه شرح مقام حیرت ؛ یه لوطی بچه خوشگلی رو کشون کشون  ببره خونش و به قول خودت :سرنگونش کرد و در وی می ... ؟!!!

با این بزرگان فرهنگی و رجال معنوی ، دیگه چه توقعی از من, نه سر پیاز نه ته پیاز میره ؟

واسه همینه که من _ آقای فرهنگچی و شاعرک و  نویسنده چه ی این وبلاگ _  در سی و چند سالگی ، یه دایره المعارف گویای ادبیات فحاشی و آنچنانی هستم .

باور نمی کنید ؟

بفرمایید گوش کنید :

آهای یابو ! تو که با کت و شلوار اتو کشیده ت داری عینهو بز اخفش ، تو چمنهای وسط بلوار خرکیف میکنی و سم میزنی ! چهارتا بوزینه مث تو که از اینجا رد بشن ؛ واسه چهار روز دیگه چمنی نمیمونه . میشه مث اونجای . . .

آهای گامبو گلابی ! آخه تو ارزشت قد یه چرخ این ماشین که زیر پاته هست ؟ با اون دستهای گوریلیت گوشی موبایلتو چسپوندی رو گوشهای خریتت و با تک انگشت اون یکی سم پنجه ت فرمون رو گرفتی و بی خیال زن و بچه ی مردم که دارن از خیابون رد میشن . بیمه ی تکمیلی داری حتما ؟!!

هووووووووووو یارو ! بزغاله ! نوه ی نامحترم دکتر همسایه ی  پسر شجاع اینا ! کیف سامسونیت دستت گرفتی و چها پنج تا فیش نوبت می گیری که چه ؟ ایجا بانکه نه طویله . حتما به امید اینکه خانم زیبایی یا فامیلی از گله تون اومد بهش برسونی و گور بابای مردمی که ساعتها تو نوبت میشینن !؟

و تو ...

آی تو بی شرف ! بی ناموس ! فرچه ی تو مستراح ، شیلنگ تو دستشویی پمپ بنزین نرسیده به رزن همدان ، استفراغ سگ ، آروغ لاشخور ، مادر ...

فکر کردی ندیدم زیر میزی گرفتی و نوبت مریضها رو جابه جا کردی ؟!!! گور بابای این پیرزنی که حالش خیلی بده و میگن از یه شهری دویست کیلومتر اونورتر با مینی بوس اومده و شب هم جایی رو ندارن بمونن !

آهای گربه ی 2500 ساله ای که هنوز بیشتر مردمانت موشند !

آهای امت . . .

 

× باور کنید دست خودم نیست . گاهی وقتها اینجوری میشم .

× دروغ چرا ؟ یه کمی آروم شدم !!!

× هر چه میخواین بگین ، بگین ! فقط نگین از من بعیده !!!

 بعدها :

بد نیست به جهت تنویر افکار مصنوعی یه  سری به وبلاگ دوستم حاج سعید

 

http://iranianboy.persianblog.ir/ بزنید . دمشون همیشه گرم !

/ 39 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رئيس

چه پست نحسي بود، جدي كجايي رسول؟

ahovan

حالا دیگر دیر است بیا هنوز تا کشف نشانی آن کوچه حرف ما بسیار و وقت ما اندک و آسمان هم که بارانی است . حالا دیگر دیر است من نام کوچه های بسیاری را از یاد برده ام نشانی خانه های بسیاری را از یاد برده ام و اسامی آسان نزدیک ترین کَسانِ دریا را . راستی آیا به همین دلیلِ ساده نیست که دیگر هیچ نامه ای به مقصد نمی رسد بیا ! هنوز تا کشف نشانی ِ آن کوچه حرفِ ما بسیار و وقت ِ ما اندک و آسمان هم که بارانی است . اصلا فرض که مردمان هنوز در خوابند فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید فرض که بعضی از اینجا دور حتی نان از سفره و کلمه از کتاب شکوفه از انار و تبسّم از لبانمان گرفته اند با رویأهامان چه می کنند ؟؟؟

عباس ميري

سلام آقاي رحيمي مشتاق ديدارم

علی الفتی

سلام رسول خان ،جالب بود

عباس ميري

هي ميام ،هي ميرم ، هي نيستي ،هي فحش ميخونم،هي ميام، هي . . . .

جرفی :)

دلم ئه رات ته نگ بییه !

رئيس

صاحب اين وبلاگ جواني است 35ساله قد متوسط ،كاپشن چرم مشكي،به شدت شيك پوش،عشق ساعت وراديو، مدت3ماه است ازمنزل مجازي خودخارج وتاكنون مراجعت نكرده است هركسي ازوي اطلاعي دارد خواهشمنداست باگذاشتن كامنت ،خيل هوادارانش راازنگراني برهاند ومژدگاني دريافت دارد

محبوبه

[نگران] هنوز نیستی که کاکه جان چیزی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت][سوال][گریه]

منصوری

سلام 400 بار اومدم نبودید. حال نکردم نظر بگذارم. اصلا چی گذاشتی که نظر بگذارم؟ اتفاقی افتاه؟ سلامت باشی فقط بیا یه بوقی بزن بدونیم خدا رو شکر در قید حیاتی.[چشمک]

غزل

سلام عمو وبلاگ خيلي جالب مرسي واسه مطالب قشنگش[قهقهه][گل][شرمنده]